عید غدیر خم بر تمام ایرانیان عزیز مبارکباد

 
 
ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام
بر تو ای روز امامت از همه امت سلام
از تو محکم شد شریعت، وز تو نعمت شد تمام
ما به یاد آن مبارک روز و آن زیبا پیام
 
از طرف همه دوستان به مدت یک هفته نائب الزیاره هستیم در بارگاه علی بن موسی الرضا

حاجی واقعی کم است

عده‌اى از اصحاب و شاگردان ائمه (علیهم السلام) به كشف و شهود راه یافته‌اند و باطن كسانى را كه در سرزمین عرفات و غیر عرفات بسر مى‌بردند دیده‌ا‌ند. زائر بیت الله باید با باطنى روشن این سفر را طىّ كند وگرنه ممكن است خداى ناكرده باطن حیوانى داشته باشد و اهل باطن با چشم ملكوتى واقعیت آنها را ببینند.
امام سجاد(علیه السلام) از زهرى پرسید: به نظر تو جمعیت زائر امسال چقدر است؟ زهرى عرض كرد: چهارصد هزار یا پانصد هزار. حضرت با اشاره‌اى، گوشه‌هایى از ملكوت را بر وى روشن ساخت و او باطن بسیارى از افراد را دید كه به
صورت حیوان بودند.
آنگاه امام فرمود: حج‌گزار كم است و سر و صدا و ناله زیاد. این سر و صداها، سر و صداى حاجیان راستین نیست. حاجیان راستین بسیار كم هستند كه به
صورت انسان، آنان را مى‌بینى. كسانى هستند كه به قرآن و عترت و وحى و رسالت معتقدند و به تمام چیزهایى كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) درباره اصول و فروع دین، به خصوص امامت و ولایت آورده‌اند معتقدند و عمل مى‌كنند.
امام فرمود: حج‌گزار كم است و سر و صدا و ناله زیاد. این سر و صداها، سر و صداى حاجیان راستین نیست. حاجیان راستین بسیار كم هستند كه به
صورت انسان، آنان را مى‌بینى. كسانى هستند كه به قرآن و عترت و وحى و رسالت معتقدند و به تمام چیزهایى كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) درباره اصول و فروع دین، به خصوص امامت و ولایت آورده‌اند معتقدند و عمل مى‌كنند.
باطن این گروه همانند ظاهرشان انسان است. و دین، وجودشان را احاطه كرده است. اما كسانى كه بسیارى از مسائل را نپذیرفته‌اند و مى‌گویند رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در تعیین رهبرى اجتهاد كرده و این تعیین رهبرى به دستور خداوند متعال نبوده است! اینها قائل به جدایى قرآن و عترتند، در حالى كه قرآن و عترت یك نور و از هم جدایى ناپذیرند. اگر كسى به قرآن تمسك كند و عترت را نپذیرد در حقیقت قرآن منهاى قرآن را برگزیده است. نمى شود كه انسان بخشى از حقیقت را بپذیرد و بخشى دیگر را رها سازد؛ «نؤمن ببعض و نكفر ببعض» نمى‌شود.
كسانى كه «یریدون أن یتخذوا بین ذلك سبیلا»(نساء: 150)؛ خواسته‌اند راه نزدیكترى انتخاب كنند، بیراهه رفته‌اند و در حقیقت باطن اینها، جحود و انكار حقّ است و جحود و انكار حقّ به
صورت حیوانیت و درنده‌خویى ظهور مى‌كند.
اگر انسانى حیوان شود، بد است وگرنه حیوانى كه انسان نبوده و خودش در حدّ حیات حیوانى خلق شده است، مذموم و معاقب نیست و او را به جهنم نمى‌برند زیرا مكلّف نبوده است.


منبع:
برگرفته از عرفان حج، آیة الله جوادی آملی .

آيا فضيلت اخلاقي مطلوب است؟

حكم تعيين كننده اخلاق مبتني بر فضيلت چيزي نيست جز اين كه «شخص خوبي باش».

خصايلي را كه موجب فضل يا بزرگمنشي مي‌شوند فضايل مي‌خوانيم. فضايل مشتمل است بر خصايل طبيعي، خصايل اكتسابي، خصايل مربوط به خلق و خو، خصايل ديني يا خصايل مربوط به منش.

اخلاق مبتني بر فضيلت، برخلاف نظريه‌اي كلي در باب فضيلت، در پي آن است كه نوعي راهنماي اخلاقي به دست دهد، اين اخلاق به فضايلي مي‌پردازد كه اكتسابي است و اخلاقي ناميدن آن‌ها موجه است.

ممكن است افراد خصايلي خوب داشته باشند و در عين حال در خور نكوهش باشند. بنابراين، لازم است بين فضايل يا كمالات اخلاقي و فضايل يا كمالات فارق از اخلاق فرق بگذاريم.

به اين ترتيب مي‌توانيم دو راي مخالف هم را درباره نسبت فضيلت و كردار درست صورت‌بندي كنيم:

الف. كردار درست: آنچه منش فضيلت‌مندانه را اعتلا مي‌بخشد، پايدار نگه مي‌دارد يا از اين منش ناشي مي‌شود.
ب. منش فضيلت‌مندانه: آنچه كردار درست را به بار مي‌آورد يا با كردار درست پايدار مي‌ماند يا اعتلا مي‌يابد.

به زعم افلاطون، فضيلت خير في نفسه است؛ آنچه آدمي در راه اعتلاي فضيلت پديد مي‌آورد خير است. اعمالي كه از منشي فضيلت‌مند سر مي‌زند درست است، نه فقط به دليل كمكي كه ممكن است به فضيلت ديگران كند، بلكه به اين سبب كه اين اعمال به حفظ فضيلت در وجود شخص ياري مي‌رساند. زماني كه شما به كسب فضيلت نايل مي‌شويد، اگر اين نيل از معرفت به خير ناشي شده باشد و نه صرفا از عقيده صحيح، هر كرداري كه از شما در وجود مي‌آيد آن وضعيت سلامت اخلاقي را حفظ و تقويت مي‌كند. اين حالتي است كه هيچ كس خودخواسته از آن چشم نمي‌پوشد. به همين دليل، افلاطون خاطر جمع است كه در مدينه آرماني حاكمان از قدرت خويش سوء استفاده نمي‌كنند.

مدافعان اخلاق مبتني بر فضيلت ممكن است ادعا كنند كه لزومي ندارد اين اخلاق، نوعي اخلاق مبتني بر كردار را حتي قبول داشته باشد. ما بر مبناي تجربه، مي‌دانيم كه مردمان عادل، شجاع، خيرخواه، خويشتن‌دار، مهربان، سخاوتمند، با محبت و شريف چه كساني هستند، و اين همه آن چيزي است كه لازم است بدانيم. تنها كاري كه بايد بكنيم اين است كه به آن‌ها تاسي جوييم. اگر فردي مانند آن‌ها شويم لازم نيست هيچ‌گونه احكامي درباره درستي و نادرستي صادر كنيم. بدين قرار، اين مدافعان مي‌گويند مي‌توانيم از اخلاق مبتني بر كردار صرف‌نظر كنيم.

آنچه ما جويا مي‌شويم: 1. فضيلت چيست؟ 2. فضيلت چگونه به دست مي‌آيد؟

تصور اين معنا دشوار است كه از راهي بتوانيم به اين پرسش پاسخ رضايت‌بخشي بدهيم بي‌آن كه دست كم به طور تلويحي به انجام دادن اعمال درست استناد كنيم. فضيلت فطري نيست. بايد آن را پديد آورد.
بنابر اين اخلاق مبتني بر فضيلت، به مفهوم اخلاق مبتني بر فضيلت اخلاقي، متضمن و مستلزم مبتني بر كردار است.

گذران زندگي سراپا اخلاقي، رسيدن به درجه چشمگيري از بزرگمنشي يا علو اخلاقي است، به اين معناست كه تا آن‌جا كه در توان داريم به كمال اخلاقي نزديك شويم. آيا بايد اين كار را انجام دهيم؟ آيا بايد به جاي توفيق در ساير زمينه‌ها به كسب كمال اخلاقي اهتمام ورزيم؟

اگر اخلاقي بودن مستلزم انجام دادن كردار نيك است، بدون شك متضمن اين نيز هست كه علاوه بر ديگران براي خودتان نيز كردار نيك انجام دهيد، دست كم تا آن پايه كه از زنده بودن خويش رضايت خاطر داشته باشيد.
به اين ترتيب، با اين كه خودبيني بي‌حد و حصر ـ كه گاهي با فضيلت اخلاقي همراه است ـ به حق درخور نكوهش است، لزوما ويژگي كمال‌گرايي اخلاقي نيست. در واقع شما مي‌توانيم بسيار فوق‌العاده باشيد لزوما نبايد درستكاريتان كم‌تر باشد. حقيقتي است كه، با عنايت به ضعف‌هايي كه اغلب ما داريم، برخي افراد ممكن است با وجود اين كه بسيار درستكار نيستند بسيار فوق‌العاده باشند.
                                                                                   رابرت ال. هولمز

 


افرادي چونان مادرترزا، عيسي، گاندي، بودا يا قديسان يا ... همواره براي ما انسان‌هاي بزرگي بوده‌، گويا به‌گونه‌اي زيستند كه خارج از توان عادي انسان‌ها بوده‌ است، و خود را به گونه‌اي وقف زندگي ديگران كردند، نوعي ايثار كه احتمالا هيچ عنصر از حض و لذت از زيست خود را نبرده‌اند. اما آيا اينگونه فضيلت‌مندانه زندگي كردن مطلوب است؟! و آيا انسان با فضيلت همواره انساني اخلاقي است؟ به نظر مي‌رسد چنين علو و بزرگمنشي‌هايي قابل ستايش باشد اما به گونه‌اي با زذيلت خاص‌گرايي توام خواهد بود. نگاهي كه خود را خاص‌‌تر و در مرتبه‌اي متفاوت بنشانيم و به نوعي خوب بودن را در تمليك خود محسوب كردن را به همراه داريم. شايد به نظر برسد كه نگاه فضيلت‌مدارانه بدون توجه به كردار هيچ ضرري را در بر نخواهد داشت و تنها محصولش منفعت است و انسان‌هايي قديس‌گونه را به ثمر خواهد رساند، اما با اندكي تامل در سير تاريخ و توجه به محصولات چنين نگرشي آنچه قابل رويت است: ابر مرد نيچه، حكيم ـ پادشاه و هزاران استاد و فاضل و ... كه نوعي خود را برتر ديده‌اند و خواستار نوعي تبعيت ديگران را از خود طلبيده‌اند يا با نداي الهي و معنوي يا با نداي عقل و حكيمي. و آنچه از دل چنين نگاهي برمي‌خيزد امثال هيتلر يا كمتر از قدرت او خواهان تصدي رهبري يا بر روح مردم يا بر جان و مالشان است.

گويي چونان علائم راهنمايي و رانندگي در صورت تخلف اخلاقي هم راهكارهايي در نظر بايد داشت تا به سنجه كردار بپردازد و معيار اخلاقي بودن را نه فلان آدم بودن كه فلان رفتار قرار داد. همانند پليسي كه تخلف را عينا به ثبت مي‌رساند و متخلف را جريمه خواهد كرد. در حوزه اخلاق نيز درستي و نادرستي را نمي‌توان مبتني بر اشخاص كرد و با محك وجود آنان سنجه و ميزان كرد.

فضيلت نه شرط لازم و نه شرط كافي براي سعادت است، اما براي اتخاذ تصميمي حكيمانه و عاقلانه درباره چگونه زيستن، نيازمند فهمي از اخلاق خواهيم بود در صورتي كه بكوشيم تا به صراحت بگوييم چه‌ها را نمي‌پسنديم و قبول نداريم. و به بررسي درست و نادرست، اخلاقي يا غيراخلاقي در سنجش كردار برويم.

شهادت امام جواد علیه السلام بر همه ئ شیعیان و دوستداران تسلیت باد.

امام جواد فرمود: انسان سه چيز داشته باشد كارش درست است.

 1- «تَوْفِيقٍ مِنَ اللَّه‏» خدا توفيقش بدهد.

 2- «وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِه‏» (وسايل‌الشيعه/ج12/ص25) خودش خودش را نصيحت كند. خود كنترلي! خودش، خودش را نصيحت كند.

 3- كسي هم اگر نصيحتش مي‌كند، لجبازي نكند. توفيق الهي، بازرسي از نفس، پذيرفتن نصيحت ديگران.


امام جواد فرمود: هركس گوش به حرف كسي بدهد بنده‌ي او است

امام جواد فرمود: «لَنْ يَسْتَكْمِلَ الْعَبْدُ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ حَتَّى يُؤْثِرَ دِينَهُ عَلَى شَهْوَتِهِ وَ لَنْ يَهْلِكَ حَتَّى يُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلَى دِينِهِ» (بحارالانوار/ج75/ص81)

 ميفرمايد: اگر مي‌خواهي ببيني دينت كامل است يا نه، ببين اگر امر دائر شد بين دين و نفس، اگر به خاطر دينت پا روي نفست گذاشتي دينت كامل است.

طرح یک پرسش

پرسش :

یکی از پرسشهایی که برای انسان به خصوص در زمان حاضر مطرح می گردد ،این است که با وجود این همه امکانات  زندگی ووسایل رفاهی  که نسبت به گذشته زندگی را آسانتر نموده است،چرا از آن آرامش وراحتی های گذشته خبری نیست واز یک زندگی راحت برخوردار نیستیم؟

جواب :

در پاسخ به این پرسش  می توان گفت یکی از مهمترین عوامل چنین حالتی حس حقارتی است که از کم داشتن  نسبت به دیگران ایجاد گشته وبه دنبال آن حالت حرصی است که به وجود آمده وارضای چنین حسی آرامش را از انسان ها گرفته است.از این رو پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سفارش می کند در مسایل مادی به زیر دستان وافرادی که از شما پایین تر هستند نگاه کنید،چنین عملی روح ناسپاسی را از انسان گرفته وهر لحظه انسان را به شکر گذاری در مقابل نعمت هایی که خداوند به او داده است وا می دارد ودر پی این احساس که وضع زندگی من از خیلی افراد بهتر است،حس قانع بودن  باعث آرامش وراحتی وی می شود،در دعاهایی که در طواف خانه ی خدا وارد شده است ،دعایی است که در دور آخر آن هم پس از درخواست حاجات آمده است می باشد،در آن بخش پایانی آمده است : (بار خدایا مارابه هر آنچه روزی داده ای قانع نماوهر آنچه به ما می دهی مبارک گردان.) یعنی پس از درخواست من، آنچه بر اساس حکمت خویش برای من مقرر نمودی وعنایت کردی اعم از خانه،زندگی،همسر،فرزندان،سلامتی وغیر آن ،راضیم گردان وبه دست آوردن چنین حالتی موجب آسایش  وآرامش مطلوب وباعث رضایت یار است.

کتاب در دامان مهر

احمد مرادخانی